| سید مهدی سیدی |

«الان در فصل سرما، دامداری ها تقریبا در قرنطینه هستند تا مبادا ویروسی وارد دامداری شود!» این پاسخ مسؤول مربوطه بود در جواب ما که می خواستیم عده ای از کارآموزان «کارگاه نویسندگی خلاق» را برای بازدید یک گاوداری، اعزام کنیم.

این بازدید قوانین سخت گیرانه ای داشت، ظاهراً چیزی در حد و حدود بازدید از یک مکان صنعتی محرمانه! هرکسی که می خواهد وارد شود باید حتما چکمه بپوشد و روپوش ضدعفونی به تن کند. بازدید کننده ها حتما باید اول صبح و پیش از بازدید، حمام کرده و در نظافت کامل به سر ببرند؛ و از این مهم تر، شب قبلش جایی نرفته باشند که ویروس خاصی به گاو ها منتقل کنند. مسؤول گاوداری در پاسخ تعجب ما که پرسیدیم مثلا کجا؟ گفت مثلا شیرینی فروشی!

همه فکر می کنند گاوها حیوانات نجیبی هستند

شوخی نیست! همه فکر می کنند گاوها حیوانات نجیبی هستند، اما همه بدانند که این جماعت، در کنار نجابت، گران هم هستند و احتمالا این گرانی به دلیل دک و پزشان نیست، به دلیل منفعت و فایده صد در صدی شان است.

برای همین است که شصت هفتاد هزار نفر در کشور، مسؤولیت نگهداری دو سه میلیون گاو را به عهده داشته و وقت و سرمایه زیادی برای مراقبت شان خرج می کنند؛ او را مدام واکسینه کرده و برایش کارت بهداشت صادر می کنتد؛ حتی با دقت، مناسب بودن فاصله سم ها و رنگ چشم ها و روش راه رفتن و لنگ زدن او را بررسی می کنند.

برخورد با گاوها خبرگی می خواهد، آنچنان که قد گاو و عمق بدن و زاویه سرش هم در قیمت گذاری مؤثر واقع می شود. به خاطر این همه احترام و مراقبت از یک گاو انتظار می رود به تنهایی، روزی ۵۰ – ۶۰ کیلو شیر تولید کند. برای همین است که این حیوان نجیب، قیمتی شده است و در این بازار رکود، شش هفت میلیون می ارزد.

به هرتقدیر این بازدید خارق العاده، مهیا نشد؛ چون هم پیاده روی دور گاوداری یک ساعت طول می کشید، هم جایی برای گپ و گفت وجود نداشت و هم اینکه فضا آنچنان خوشبو و معطر نبود که قابل تحمل باشد؛ قاعدتا نویسنده های تازه کار، تاب و توان این همه مشقت را نداشتند و ممکن بود عطای نویسندگی را به لقایش ببخشند.

اما به برکت این تلاش ناکام، حداقل نویسنده های نوآموز، ناچار شدند در محل کارگاه، چندصد کلمه درباره گاوها نگارش کنند تا شاید کمی خلاقیت و قدرت سوژه یابی شان توسعه یابد. 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید