نی نی نامه | نامه اول
| سید مهدی سیدی |

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سید علی جان بابا!

حالا که این اولین نامه را برایت می نویسم حدود ۱۳ ساعت است که به قاعده زمینی ها پسرم هستی در شرایطی که اتفاقا کنارم نیستی، من و مادربزرگت تنها توی خانه چند متری گهواره ات نشسته ایم و تو هنوز توی بیمارستان کنار مامان جانت تمرین شیر خوردن می کنی.

تو هنوز توی بیمارستان کنار مامان جانت تمرین شیر خوردن می کنی

نخند! جدی گفتم؛ چون واقعا بلد نیستی شیر بخوری. اصلا این چه وضعیتی است، نمی دانم نه ماه آزگار چه آموزشی گرفته ای، اصلا شاید طرف های شما از کلاس های فوق برنامه خبری نبوده. همین که سه چهار تا موک می زنی یا خوابت می رود و عملیات را نصفه کاره رها می کنی یا فکت خسته می شود و در خلسه ای شیرین فرو می روی. بگذریم، اصلا به من چه مربوط، حرفهای مهم تری هست که باید بین پدرها و پسرها رد و بدل شود.

عجالتا از اینکه نامه ام به تو را، انتشار عمومی داده ام شاکی نشو، تقصیر خودت بود چون امروز فهمیدم زبان خواندن و نوشتن نمی دانی، حتما به من حق می دهی که نمی توانم هفت سال صبر کنم تا جنابعالی هجی کردن کلمات را بلد شوی بعد نامه برایت بنویسم؛ آن هم با این وضعیت دلار و پراید و پوشک.

ضمنا اصلا خوشم نمی آید روی کارهای من، ان قلت بیاوری، آخر پدری گفته اند، پسری گفته اند؛ و پدر، حکیم و سالار زندگی پسر است.

پدر، حکیم و سالار زندگی پسر است

راستی اصلا نگران نباش که امروز علی الحساب برای زایمان جنابعالی، ۵ میلیون کارت کشیده ایم که احتمالا موقع تسویه هم باید یکی دو میلیون دیگر به حضرات تقدیم کنیم، اصلا نگران نباش، ان شالله بعدا کار می کنی و پولش را به من پس می دهی، با سودش البته! ضمنا آن گلدان گل طبیعی هم که امروز پیشکش کردم قابلی نداشت، البته اول فکر می کردم قابلی ندارد ولی بعدا که هفتاد هزار تومان کارت ملت کشیدم فهمیدم قابل داشت.

مهم نیست، بگذریم، فعلا یک کم استراحت کن تا بعدا چیزهای دیگری را هم شیر فهمت کنم. بوس، لالا!

سی مرداد ۱۳۹۷

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید