| سید مهدی سیدی |
اگر انقلاب امام حسین (ع) منجر به تشکیل حکومت می شد، چه چیزی در انتظار دولت او بود؟ در عموم منابر و کتاب های عاشورایی، به این سوی ماجرا نظر افکنده می شود که چه علت هایی مسبب شهادت حضرت و شکست ظاهری قیام شد؟ اما روی دیگر سکه، مورد غفلت قرار می گیرد که اگر این نهضت به نتیجه می رسید و حکومت ولایی مستقر می شد، چه اتفاقات دیگری رقم می خورد؟

نوع سیاست ورزی حسین (ع)، به غایت هوشمندانه، مدبرانه و البته موحدانه بود و مرور اجمالی تاریخ، گواه این معناست که با طراحی صورت گرفته، این نهضت عمومی می توانست به پیروزی برسد و حکومت حسینی را تشکیل دهد. به عنوان نمونه اگر در آن چهار پنج ساعت سرنوشت سازِ مبارزه مسلم با دربار ابن زیاد، مردم به وادادگی دچار نمی شدند و از جریان نفوذ اموی فریب نمی خوردند، فرمانداری کوفه ساقط می شد. حسین (ع) نهایتاً ظرف سه هفته با جمع مجاهدان به کوفه می رسید و با فاصله ای اندک، بصره نیز به انقلاب می پیوست؛ در نتیجه سرزمین عراق به سادگی از آن امام حسین (ع) می شد؛ و از آن پس ساقط کردن حکومت شام و سرنگونی یزید کار دشواری نبود. حال اگر این اتفاقات محتمل رخ می داد، چه آینده ای پیش روی حضرت قرار می گرفت و ایشان برای حفظ حکومت خود، باید برای هجوم فزاینده دشمن چه تدابیری می اندیشید؟

شاید پرسیده شود این بحث «آینده پژوهانه» چه نفع و سودی برای امروز جامعه ایرانی دارد؟ پاسخ آن است که انقلاب اسلامی ایران، دقیقا در آن نقطه ای قرار گرفته که حرکت سیدالشهداء به اتمام رسیده است. کاروان سال ۱۳۵۷ شمسی، در امتداد کاروان سال ۶۱ قمری، گام بر می دارد و در ۴۰ سال اخیر، دقیقا با موانعی روبرو شده که کاروان حسین (ع) نیز در صورت پیروزی، با آن دست به گریبان می شد. انقلاب بهمن ماه امام خمینی (ره)، تکمیل کننده قیام عاشورا است که توانسته به تشکیل حکومت دینی منجر شود و البته در گستره ای وسیع تر اما تنزل یافته و ناقص تر، مفهوم حکومت دینی را پیاده سازی کند. پس واضح است که این شبیه سازی می تواند نسخه درمانگری برای سیاست مداران و انقلابیون ایرانی باشد.

اگر حسین (ع) به حکومت می رسید حتما جریان شکست خورده، یعنی بنی امیه و کاخ سبز شام، همه توان خود را به کار می گرفت و هم پیمانان خود را به خط می کرد تا حکومت امام حسین (ع) عمر چندانی نداشته باشد و یا اگر هم به ظاهر برای اسقاط آن توانایی نمی داشت، می کوشید آن را به تغییر محتوا و استحاله درونی برساند. یعنی آن را به حکومتی تبدیل کند که نام امام حسین (ع) بر تارک آن بدرخشد، اما در باطن بر خلاف ارزش های او عمل کند.

بعضی تکنیک هایی که براندازان معاویه صفت در مواجهه با انقلابیون به خرج می دادند این موارد است:

۱- نادیده انگاری حکومت انقلابیون، کم اهمیت جلوه دادن، بی توجهی و بایکوت ارتباطی رسانه ای

۲- طراحی برای انجام کودتا و فروپاشی نظامی از درون

۳- ایجاد جنگ داخلی و تنازع قومی و قبیله ای و مذهبی

۴- مانع تراشی از طریق تفاله های حکومت قبلی که در سیستم موجود تصفیه نشده اند.

۵- تهاجم نظامی و نبرد مستقیم

۶- ورود جاسوسان و عوامل نفوذی در میان دولتمردان و رهبران

۷- شبیخون فرهنگی و تلاش برای استحاله ارزشی جامعه انقلابی

۸- تحریم و ایجاد فشارهای حداکثری برای فلج کردن زندگی توده

۹- ایجاد جنگ روانی و عملیات نرم برای خسته کردن ذهن ها

۱۰- ناکارآمدسازی حکومت دینی و تضعیف در برابر رسالت های پایه حکومت

۱۱- وادار کردن به مذاکره و عقب نشینی نسبت به مواضع انقلابی

۱۲- برجسته سازی ضعف های مدیریتی و مبارزه با توفیقات حکومت

حتما می توان به این محورهای دوازده گانه، موارد دیگری افزود و به قطع یقین می توان مصادیق فراوانی در طول تاریخ حکومت های دینی برای آن سراغ گرفت. حال چنانچه بتوانیم با یک جریان پژوهشی معرفتی عمیق، طراحی های امام حسین (ع) را برای مقابله با تهاجمات جبهه اموی، فهم و ادراک کنیم حتما می توانیم برای برون رفت انقلاب اسلامی از چالش های موجود، راه حل های عاشورایی مؤثری، بسازیم. گرچه بسیاری از تدابیر جمهوری اسلامی نیز در این سال ها نشأت گرفته از همین باور است اما در دو سطح دچار عقب ماندگی های قابل توجه است؛ نخست تطبیق حداکثری سیاست ها با مبانی عاشورایی و دوم تفهیم عمومی آن برای توده تا آنان بدانند که مصاف انقلاب اسلامی با ابرقدرت های جهانی، از چه جنس و رنگی است. اینجاست که همگان باید بدانند سیاست ورزی های ایران نمی بایست از تبار اندیشه های غربی و واداده باشد. چون کنشگری غربی آمریکایی به تدریج ما را به استحاله درونی مبتلا می کند؛ درست نظیر آنچیزی که در برخی مقاطع و در برخی موضوعات بر سر ما آمده است.

این مطلب در خبرگزاری فارس، در تاریخ ۹ مهر ۱۳۹۷ منتشر شده است.

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید