| محمد مهدی محرمی |
انا للحسین و انا الیه راجعون
اربعین،بازگشت آدمیان به نور فطرت

یکی از خصوصیات اصلی دنیای مادی ما غفلت و فراموشی است. این دنیا با تمام خوبی ها و بدی هایش،زینت ها و زشتی هایش،فرصت ها و حجاب هایش آنچنان ما را از فطرت وجودی و میثاق درونی خویش با مدبر الامور کائنات دور ساخته و ما موجودات غیر مادی را درگیر منجلاب مادی خویش کرده است که اگر عنایت خود مدبر الامور نبود ما هیچ گاه متوجه این غفلت خانمان سوز نمی شدیم. و الا ظهور صد و بیست و چهار هزار پیامبر در گستره زمانی و مکانی دنیای خاکی و مادی ما چه معنایی میتواند داشته باشد؟ آیا چیزی جز همین نهیب و تذکر برای یادآوری است؟که ای انسان،تو اشرف مخلوقاتی،مقام تو مقام خلیفه اللهی است تو کم از من مدبر الامور نیستی و … (و نفخت فیه من روحی)

امیرالمومنین علی(ع)در خطبه اول نهج البلاغه هدف بعثت انبیا را همین تذکر و یادآوری بیان میکنند و میفرمایند:”لیاستادوهم میثاق فطرته” پیامبران آمدند تا با تذکر، میثاق فراموش شده فطرت را از انسان ها طلب کنند

همواره در طول تاریخ عده ای بودند و هستند که مشتری عقلانیت نبوده و نیستند؛عده ای که ماندن درسیاهی و تاریکی جهل و ظلمت را بر نور تابنده و احیاگر فطرت ترجیح میدهند.همان هایی که میثاق فطرت را فراموش کرده اند،همان هایی که این بازی چند روزه دنیا طوری سر آنان را گرم خویش کرده که از مقام خلیفه اللهی به مقام چهارپایان نه!بلکه پست تر از مقام بهائم رسیده اند.(اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون)

ای فرزندان آدم به فطرت خویش بازگردید،برگردید به اصل خویش،برگردید و بر مدار فطرت قرار گیرید

انبیا و اولیا الهی در طول تاریخ آمده اند تا به عالمیان بگویند: ای فرزندان آدم به فطرت خویش بازگردید،برگردید به اصل خویش،برگردید و بر مدار فطرت قرار گیرید.آنان آمدند تا پیمان ها را یادآوری کنند آمدند تا عهد ها را یاد آوری کرده و بگویند:

(أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ*وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيم)  آمدند بگویند مگر شیطان، بزرگ ترین دشمن شما نبوده و نیست؟ پس چرا سر به طاعت دشمن آشکارتان گذاشته اید؟چرا؟برای چه؟

اما شیطان و جنود انسی و جنی اش که هیچ گاه سر آشتی و صلح با آدم و فرزندان آدم را نداشتند،با نهایت تلاش و توانشان با پیامبران و اولیا خدا  به مبارزه برخاستند.پیامبران را کشتند و در زمین فساد کردند پیروان پیامبر را اذیت و آزار کردند و از همه مهم تر غفلت ایجاد کردند دنیا را زینت دادند و فرزندان آدم را غرق در تاریکی و ظلمت و سیاهی عصیان کردند. و جهان شد سیاهی محض. تا اینکه مدبرالامور بر سر آدمیان منت نهاد و محمد(ص) آخرین منجی، از جرگه انبیائش را مامور تذکر و یادآوری پیمان فطرت کرد. اما میدانست که راهی بس سخت و دشوار پیش روی آخرین پیامبرش خواهد بود.پس او را یاری داد و دوازده بازوی کمکی به وی داد تا او را در این مسیر صعب همراهی کنند.محمد(ص) بیست و سه سال سخت تلاش کرد تا انسان هایی را که در تاریکی و ظلمت عصیان و گرفتار در چنگال طواغیت جنی و انسی بودند را بار دیگر در مسیر و مدار فطرت حنیف قرار دهد.اما بعد از رحلتش از این دنیای مادی،بار دیگر ویروس غفلت و عصیان و اسارت در زندان هوای نفس و زخارف دنیای پر زرق و برق و … به جان فرزندان آدم افتاد. اما این بار این ویروس میرفت تا طومار تلاش های صد و بیست و چهار هزار پیامبر را برچیند و دنیا را تهی از نور توحید کند. این بار فرزندان فراموش کار آدم چنان سر به طاعت شیطان نهاده بودند و اینقدر غرق در غفلت و سرمست بازی های دنیا شده بودند که سخت می شد آنان را هشیار کرد.جهان غرق در تاریکی مطلق بود؛که به یک باره نور حسین فرزند محمد(ص)تابیدن گرفت و به یک باره عالمی را روشن کرد. اما بوزینگان اموی که سالیان سال بر منبر محمد(ص)تکیه زده بودند و سالیان سال هرچه او گفته بود عکسش را انجام داده بودند و مردم را چنان در استضعاف قرار داده بودند،که آنان با حدیث محمد سر دردانه محمد را گوش تا گوش نه از سر کیف و… که قربه الی الله بریدند.آن هم به امید همنشینی و دیدار محمد در بهشت موعود! اینگونه سیاهی بر دلها سایه انداخته بود. اما آنان که مدبرالامور را نشناختند،نفهمیدند که چراغی را که ایزد بر فروزد/گر ابله پف کند ریشش بسوزد.(والله متم نوره و لو کره الکفرون)

جنود شیطان حسین را سر بریدند،تکه تکه اش کردند،اهل بیتش را خوار کردند تا سالیان سال مزارش را زیر آب بردند و سعی در پنهان کردنش داشتند اما مگر نور مدبرالامور خاموش شدنی است؟مگر نور فطرت که همان نور حسین است به خاموشی میگراید؟ ضربه سخت و سنگینی که حسین و بعد از حسین زینب خواهر حسین و دختر محمد(ص) بر جنود شیطان وارد کردند آنقدر سنگین و کاری بود که آنان کینه حسین نه که کینه محمد و آل  محمد را به دل گرفتند. حسین به ظاهر مغلوب آنان شد اما پیروز حقیقی مگر کسی جز حسین بود؟ کجایند امروز فاتحان سرزمین کربلا؟کجاست یزید؟ابن زیاد کجاست؟ابن سعد و خولی و سنان و حرمله کجایند؟زوار امیرالمومنین یزید کجایند!؟اصلا یزید قبری هم دارد؟

اربعین حسین نمود عینی هجرت از سیاهی ها به سوی نور است

این حسین است که از ظهر عاشورای سال شصت و یک هجری، همه ساله، نه که هر روز به غفلت زدگان و فراموش کاران میثاق فطرت دست دراز میکند تا آنان را از این سیاهی فانی دنیا به روشنایی باقی آخرت راهنمایی کند. اربعین حسین نمود عینی هجرت از سیاهی ها به سوی نور است.اربعین میعاد گاه عاشقان حسین نه که میعاد گاه همه آزادی خواهان و حق طلبان و برگشت کنندگان به فطرت است. هرکسی که امروز به هر نحوی سعی در کمرنگ کردن جریان راهپیمایی عظیم اربعین که بازگشت انسان به انسانیت،بازگشت آدم به آدمیت و بازگشت به نور مدبرالامور که همان حقیقت فطرت است را دارد آگاهانه و یا غیر آگاهانه از جنود الشیطان است و در زمین شیطان،همانی که قسم خورد به عزت و جلال مدبر الامور تا انسان را از وی دور کرده و گمراه سازد و او را غفلت زده کند است.

اما غافل از آنکه مدبرالامور حسین را آفرید تا در این دریای طوفانی و ظلمانی چراغی برای هدایت و کشتی برای رساندن آدمیان به مبدا هستی باشد(ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه)

محمد مهدی محرمی | پنجم  صفر هزار و چهار صد و چهار قمری

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید