| سید مهدی سیدی |
نی نی نامه | نامه ششم

عزیز بابا! سید علی جان!

فردا دو ماهگی ات تمام می شود و من دقیقا ۲۷ روز است که برایت نامه ننوشته ام. چند روز قبل که از کاشان به تهران آمدم، خبردار شدم که ماشینم روغن می دهد. رفتم سراغ مکانیکی سر کوچه و فهمیدم «فشنگی روغن» خراب شده است. ۶۵ هزار تومان پول جنس، ۱۰ هزار تومان پول پیک و ۵۰ هزار تومان اجرت پرداختم؛ اما نفهمیدم چرا باید برای صرفاً ده دقیقه آچارکشی مکانیک محترم، ۵۰ هزار تومان بپردازم.

 سید علی جان!

دو چیز را باور کرده ام:

۱- آمریکا خیلی بد است، اما گاهی ما ایرانی ها خودمان به خودمان ظلم می کنیم و دلمان را از رحم و مروت، تهی می کنیم؛ اما به هرحال «مرگ بر ترامپ».

۲- لقمه حرام، آسه آسه پایش را به زندگی خیلی هایمان باز کرده است. کارمند و کاسب کار و پزشک و مهندس و روحانی و نماینده مجلس نمی شناسد! معروف است شیخ رجبعلی خیاط وقتی می خواست از مشتری هایش دستمزد بگیرد، با وسواس تعداد کوک هایی را که به پارچه زده بود می شمرد تا مبادا قرانی زیادی بگیرد؛ کاری به نرخ دلار و حساب و کتاب های کیلویی و بی مبنا نداشت.

 سید علی کوچولوی بابا!

از ما که گذشت؛ اما تو سعی کن لقمه حلال برایت بیشتر از پول دار شدن مهم باشد؛ تا مبادا به مصیبت زندگی های بی برکت پدرانت مبتلا شوی.

 راستی! پسر دانشمندم!

«فشنگی روغن»، همان حسگری (سنسور) است که فشار روغن را در ماشین کنترل می کند و در صورت کاهش یا افزایش بی‌دلیل فشار، باعث می شود چراغ روغن، روشن شود.

 و حالا یک توصیه مهم پدرانه!

عزیزم! همیشه مراقب چراغ روغن زندگیت باش تا واشر سر سیلندر نسوزانی!

(البته از مادر عزیزت عذرخواهم که گاهی ناچارم مردانه با تو سخن بگویم. پسر ارشد خانواده باید از همین اول، مردانه و آچار به دست تربیت شود.)

 بابایی!

یک خبر جالب و قدری مهیج برایت دارم:

پس فردا عازم زیارت اربعین هستم و این اولین باری است که پایم به کربلا می رسد؛ ان شاء الله. البته قول می دهم دفعه بعد با هم برویم. فعلا از ربات پیام رسان بله (بانک ملی)، ۱۰۰ هزار دینار عراقی به نرخ ۹۶۰ هزار تومان خریده ام. البته بعید است از سوغاتی خبری باشد اما حتما توی مسیر به یادت خواهم بود. سعی می کنم بین الحرمین، پیشتر از آنکه فهرست شماره های موبایلم را باز کنم و برای تک تک اسامی دعا کنم، اول به تو و مامانت دعا کنم.

 بابایی!

اگر رفتم و شهید شدم حلالم کن؛ خخخخ؛ مثلاً خواستم کلاس گذاشته باشم. نترس! بادمجان بم آفت ندارد. خیلی زود بر می گردم و می بوسمت.

۲۹ مهرماه ۱۳۹۷

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید