| زهرا اختری |

می گفت بابت درخواست یک روز مرخصی چه حرف ها که به او نزده است. یک شنبه در آزادشهر عروسی خواهرش است و او می خواسته که شبانه برود و فردایش برگردد. صفحه ی موبایلش را پیش چشمم می آورد پیام هایی که کارفرما برایش فرستاده را نشانم می دهد. یک پیام طولانی که با این جمله شروع میشود: «دفتر را که جمع کردم اولین کسی که بیکار می شی خودتی اونوقت عروسی و خوشگذرونی از سرت میفته.» آقای س. مرد شریفی است. دو سالی هست که برای کارفرما کار می کند. هم نیروی خدماتی است و هم گاهی خرده کاری های اداری آسان دفتر را انجام می دهد. همین هفته پیش بود که کارفرما غائله ای راه انداخت که او بخشی از امانتی که قرار بود به بانک ببرد را به جیب زده است و آخر پیدا شد که اشتباه را خودش کرده و آقای سین. بی تقصیر است. آبرویی که از او برده بود را حتی با یک عذرخواهی ساده از خودش هم جبران نکرد و حالا این گونه دست رد به درخواستی از او زده بود که بیش از یک سال است از او قبول نکرده است.

درباره مرخصی های استحقاقی در قانون کار سرچ می کنم. در هر ماه دو روز و چهار ساعت مرخصی استحقاقی وجود دارد که خاطرم هست در آن طوماری که هنگام استخدام در این دفتر امضا کردم بی آنکه اشاره ای به مرخصی های اجباری دو پنجشنبه در هم ماه بشود این دو روز را برای کارمندان به رسمیت می شناخت که بعد از چند وقت فهمیدم که این دو روز مرخصی اجباری به هیچ وقت قابلیت تبدیل به مرخصی استحقاقی به جز آن دو پنجشنبه ای که دفتر به شکل پاره وقت باز است را ندارد و اگر هم به هر دلیلی حتی استعلاجی مطالبه شود به ازای هر روز دو روز از حقوق پایان ماه باید به کارفرما تحویل داده شود. بعد از چند روز که از دانه پاشیدن کارفرما برای جذب کارمندانی که اتفاقا سابقه کار ندارند و آنقدر در به دروار پی کار دویده اند که حالا خسته و بی رمق برای این که مشغول بشوند پنج برگ از شروط ظالمانه ی کار در این مجموعه خصوصی  را امضا می کنند (پنج برگ محرمانه که جز در گاوصندوق وی اثری از آن نیست.) و به ضمانت اجرای آن پنج برگ ۵ میلیون تومان سفته می سپارند و در برگه ای جداگانه از فرم ثابت استخدام ها امضا میکنند که تا مدتی نیمی از حداقل حقوق مصوب تامین اجتماعی را پس از پرداخت کامل کارفرما نقدا از بانک دریافت کرده و به کارفرما پس بدهند تا هیچ اثری از تخلف یا بهتر بگویم پول زوری که پرداخت می کنند باقی نماند حتی یک فیش واریز. این داستان  کارفرمایی است که چنان به خلا های قانونی قانون کار و تامین اجتماعی اشراف دارد که بی آنکه کمترین اثری از بی قانونی از خودش باقی بگذارد جماعتی محتاج و عاجز از دویدن های بی وقفه پی کار را استثمار میکنند.

او به خوبی می داند که به خیل عظیمی از جماعت جویای کار دسترسی دارد به همین خاطر اطلاعیه استخدامش همیشه روی تابلو اعلانات است و فرم های استخدامی اش روز به روز مفصل تر میشود تا از کارمندانش زهرچشم بگیرد

او به خوبی می داند که به خیل عظیمی از جماعت جویای کار دسترسی دارد به همین خاطر اطلاعیه استخدامش همیشه روی تابلو اعلانات است و فرم های استخدامی اش روز به روز مفصل تر میشود تا از کارمندانش زهرچشم بگیرد. کارمندان جدید با شرایط سخت تر و با مزایای کمتر استخدام می شوند و کارمندان قبلی به خاطر تعهد به خدمت دوساله و ضمانت هایی که سپرده اند راهی به جز تحمل وضع حاضر ندارند. با احوال بد هم که شده سرکار می آیند تا بابت حتی یک روز مرخصی استعلاجی دوبرابر حقوق یک روزشان را نقدا به کارفرما تسلیم نکنند چرا که دستشان نه به شکایتی بند است و نه حتی به گلایه ای. چندی پیش طی خبری از وزیر مربوطه شنیدم که متقاضیان به دنبال کار استخدامی اند. بله درست است که ازنشانه های توسعه یافتگی جوامع گسترش بخش خصوصی نسبت به بخش های دولتی است اما برای چون مایی دور از تصور نیست که با  این چنین شرایطی که قطعا سطوح بالای مسوولین از آن بیخبرند، جماعت جوان و جویای کارمان ترجیح بدهند که طوری کار کنند که هم امنیت شغلی تضمین شده ای داشته باشند و هم حقوق و تسهیلاتی حداقلی یا در وهله اول کرامت انسانی شان حفظ شود البته چنانچه در بخش خصوصی یک چندم جمعیت متقاضی کار واحدهای استخدام کننده نمی بود که اشتغال درهمان ها هم با اعمال شاقه رو به رو شود.

مشکلات اشتغال در جامعه  به طریقی است که دست جماعتی سودجو را به سوء استفاده از موقعیت باز می کند

مشکلات اشتغال در جامعه  به طریقی است که دست جماعتی سودجو را به سوء استفاده از موقعیت باز می کند که با کمترین امکانات و امتیازات به کارگر بیشترین بهره کشی را از وی می کنند، چراکه اگر او نباشد آقای س. ای هست تا برای روزی فرزندانش به چندرغازی بی عزت رضایت دهد. این چنین است کارگرانی که چندین ماه را بی حقوق سپری کرده و باز هم تن به کار در مجموعه هایی می دهند که اینطور استثمارشان می کنند  و این مصداق بارز بحران اشتغال در جامعه ای است که روز به روز بیشتر بستر سوء استفاده و فساد را برای عده دانه درشت فراهم می کند.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید