| سید مهدی سیدی |

سال هایی است که یک حرکت خزنده علیه شهید «سید مجتبی نواب صفوی» آغاز شده است.

این کوشش های رسانه ای و سیاسی می کوشد نواب را نماد و مظهر ترور نشان داده و با منکوب کردن رفتارهای او، ریشه جریانات انقلابی را بخشکاند؛ و کیست که نداند اگر درختی را ریشه بخشکانند کم کم برگ و ساقش نیز می خشکد و میوه نمی دهد و آنگاه با کمترین طوفان از بیخ و بن کنده می شود.

به نظر می رسد امروز حداقل سه گروه در شبکه های اجتماعی بر علیه نواب صفوی می کوبند:

۱- ملی مذهبی ها که عموما در جانبداری از «مصدق»، مخالف و متضاد نواب بوده و راه تطهیر و تجلیل مصدق را سرکوب تفکر نواب می دانند. ۲- مدافعان سلطنت که همواره در رؤیای پنبه دانه ای بازگشت ربع پهلوی هستند و می کوشند چهره نواب را ضد پیشرفت و تمدن، تصویرسازی کنند. ۳- جوانانی که به خاطر فقر مطالعه تاریخی به بیماری دهان بینی روشنفکری دچار شده اند و نواب را نماد بنیادگرایی و خشونت می پندارند.

حال آنکه شهید نواب، فروزنده اولین جلوه های انقلابی گری در سده معاصر بوده و به تعبیر مقام معظم رهبری «پیشاهنگ جهاد و شهادت» است. اوست که اولین جرقه های مقاومت و پایداری دینی را در دل بسیاری از انقلابیون معاصر کاشته و اوست که در یک معنا، ترجمه واضح «امر به معروف و نهی از منکر» است. آنان که نواب را از نزدیک دیده اند گواهی داده اند به شدت گیرا و با نفوذ بوده و در دقایق اولیه هر دیدار، آدم ها را وام دار آرمان های خود می کرده است. می گویند همین که راه می رفته، لسانش به بیان معروف و ترک منکر روان بوده است. نواب با عقل انقلابی و شجاعت بینظیر و آرمانخواهانه در همان روزگار مبارزه مظلومانه خود، در سودای حکومت دینی بوده است.

بازخوانی نواب آن هم به زبان رسانه از نیازهای اورژانسی انقلاب ماست که نباید نسبت به آن نگاه سرسری یا دم دستی داشت. یادمان باشد رسانه های مرموز می کوشند واقعیت نواب را روتوش کرده و با بازنمایی غرض ورزانه، او را از جایگاه اسوه و الگوی تفکرات انقلابی مستعفی کنند.

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید