| سید مهدی سیدی |

متأسفانه عده ای از مردم به این تلقی یأس آور رسیده اند که گروه هایی از مسؤولان، سفره ای پهن کرده و به قدر وسع از آن لقمه بر می دارند. گویی قدرت، برای طایفه ای در این سرزمین، بساط سودآور و چمن زار طعمه های چرب و زیبا شده است. نزد این گروه های منفعت گرا، انقلاب به گاوصندوق پر پول و پر نعمتی می ماند که باید رمز آن را دانست و از آن توشه گرفت.

البته بی تردید این دیدگاه مردمی صحت ندارد و حتی از حجم و نفوذ آن در میان توده ها، تحلیل و آمار روشنی در دست نیست؛ اما توجه به ریشه های این تلقی در اذهان مردم ضروری است.

هیچکس نباید خود را مطلق و مبری از انتقاد ببیند. البته انتقاد غیر از برخورد خطی و جریانی است

برای درمان این ماجرا، در امروز کشور، حداقل به دو اقدام نیاز مبرم داریم: نخست آنکه مسؤولان و مدیران، انتقاد پذیر باشند و دوم آنکه با تمام توان، فارغ از رنگ و روی سیاسی و جناحی، به اهداف انقلاب کمک کنند و بر کارآمدی نظام بیفزایند؛ و تمام این معنا در کلامی نورانی از امام خمینی (ره) بیان شده است:

«هیچکس نباید خود را مطلق و مبری از انتقاد ببیند. البته انتقاد غیر از برخورد خطی و جریانی است. اگر در این نظام کسی یا گروهایی بی جهت در فکر هجو یا تخریب دیگران برآید و مصالح جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بداند، حتما پیش از آنکه به رقیب یا رقبای خود ضربه بزند، به اسلام و انقلاب ضربه زده است.»

گاهی مسؤولان ارشدی را دیده ایم که دوست نداشته اند حرف های متفاوت را بشنوند و اگر کسی از نحوه مدیریت یا نگاه ایشان ایرادی گرفته باشد، چه بسا در ظاهر قبول کرده اما در نهایت و در فرصتی طلایی از او انتقام سختی گرفته اند؛ و البته به طور همزمان همواره نسبت به سایر افراد و جریان های دیگر، مدعی بوده و آنان را تخریب و تخطئه کرده اند و کیست که نداند این زد و خورد سیاسی، وحدت روش ها و حرکت های اصیل در نظام اسلامی را مخدوش می سازد و دیدگاه مردم را درباره حکومت داران به ناامیدی می کشاند.

چرا برخی از مسؤولان به این آفت خانمان برانداز مبتلا می شوند که بر شاخ می نشینند و بن می برند

حال ریشه این روحیه مخرب کجاست؟ چرا برخی از مسؤولان به این آفت خانمان برانداز مبتلا می شوند که بر شاخ می نشینند و بن می برند. امام خمینی(ره) در گفتاری، منشا این اختلافات را مسائل خطی و سیاسی نمی داند، بلکه ریشه دیگری برای آن پیدا می کند:

«البته یک چیز مهم دیگر هم ممکن است موجب اختلاف گردد- که همه باید از شر آن به خدا پناه ببریم که آن حب نفس است که این دیگر این جریان و آن جریان نمى‏شناسد. رئیس جمهور و رئیس مجلس و نخست وزیر، وکیل، وزیر و قاضى و شورای عالى قضایى و شوراى نگهبان، سازمان تبلیغات و دفتر تبلیغات، نظامى و غیر نظامى، روحانى و غیر روحانى، دانشجو، غیر دانشجو، زن و مرد نمى‏شناسد و تنها یک راه براى مبارزه با آن وجود دارد و آن ریاضت است.»

پس بپذیریم در نظام قدرت در جمهوری اسلامی به یک «کیمیای انسان ساز» محتاج و مضطریم و آن چیزی نیست جز ریاضت؛ یعنی هرکسی که در رده قدرت وارد می شود باید بر بهره های معنوی و معرفتی خود بیفزاید تا در برابر هیولای شیطانی حب نفس، گردن کج نکند.

این مطلب در روزنامه فرهیختگان، تاریخ ۲۹ بهمن ۱۳۹۷ منتشر شده است

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید