|سید مهدی سیدی |
نی نی نامه | نامه هشتم

عزیزم! سید علی جان بابا!

سلام؛ خوبی؟ روبراهی؟ دماغت چاقه؟

چند روزی به خاطر سفر به طبس از تو دور بودم؛ سفری سه روزه برای انجام چند سخنرانی و کارگاه؛ همه شهر طبس و استان خراسان جنوبی می گفتند چرا سید علی را با خودت نیاورده ای؟! که البته عقلی کردم تو را نبردم، چون پرواز برگشت (هواپیمایی ماهان با قیمت ۲۴۷ هزار تومان) کنسل شد و مجبور شدم با اتوبوس برگردم و ۹ ساعت در راه باشم؛ البته انصافاً اتوبوسش خوب بود؛ (وی آی پی با نرخ ۵۰ هزار تومان)

حالا که برگشته ام از ۶ ماه و سه روزگی عبور کرده ای؛ در حالی که وزنت به ۸ کیلو و نهصد رسیده و قدت خط ۶۸ سانتی را نشان می دهد؛ البته از حجم لپ ها و دور بازوهایت خبر ندارم، ولی همین مقدار می دانم که دکتر درمانگاه مسلم گفته از خط قرمز نمودار بالاتر رفته ای و در آستانه چاقی (بخوانید تپلی) مانور می دهی؛ و این هشدار درست در شرایطی است که قیمت گوشت به ۱۲۰ هزار تومان رسیده و پریروز پراید سایپا با قیمت ۴۷ میلیون تومان معامله شده است؛ همزمان روشنفکران جامعه برای فیلتر یا عدم فیلتر اینستاگرام، کنفرانس می گذارند و سیاستمداران ایرانی برای تصویب یا عدم تصویب «اف ای تی اف» بر سر و کله هم می کوبند و در مقابل، پامپئو وزیر خارجه آمریکا، در دانشکده آمریکایی قاهره می گوید ترامپ شدیدترین تحریم های تاریخ آمریکا را بر علیه ایران اعمال کرده است.

بگذریم؛ فکر می کردم وقتی نباشم رشدت متوقف می شود و چیزهای جدید یاد نمی گیری و حداقل صبر می کنی خودم برگردم تا برای آموزش های نو از خودم مجوز بگیری؛ اما حالا در نبود من کارهایی را یاد گرفته ای که آدم تعجب می کند؛ روی مبل که می نشینی، مثل سابق قل نمی خوری و حتی برای اولین بار با قاشق، «حریره» می خوری. حریره غذایی است مقوی که با شیر و نشاسته و شکر و مغز بادام پخته می شود و درمیان توده مردم معروف است که قیمت بادام هم با نوسان بورس و دلار، فزونی گرفته است.

جناب فرزند!

در این وانفسای روزگار و در عصر جهانی شدن، باید یک نکته دیگر نیز متذکر شوم: وقتی از سفر برگشتم متوجه شدم دیگر دست هایت هم صاحب اراده شده و بدون هماهنگی و همکاری من، به سمت موبایل و کابل شارژ و کنترل تلویزیون و سفره حمله می کنی. نشان به آن نشان که دیشب هم در یک حرکت غافلگیرانه و ناجوانمردانه، عینکم را گرفتی و به هوا پرتاب کردی!

قبلا بارها بهت گفته بودم باید در زندگی من به سه چیز حیاتی کار نداشته باشی: عینک، لپ تاپ و کتاب. ظاهرا باید برای پیشگیری از دعواهای خشونت آمیز پدر و پسری، قوانین سخت گیرانه تری وضع کنم.

ای قند عسل و ای شیرین تر از شیرین!

مستحضر باش که به خاطر حضرتعالی بسیاری از دور و بری ها منتظر نشسته اند تا مچم را بگیرند؛ چرا که این روزها توی جلسات آموزش خانواده به ارائه راهکارهای تربیت فرزند مشغولم؛ اینکه:

باید به احساس فرزندتان احترام بگذارید، او را کتمان نکنید، رویش نام های منفی نگذارید، او را درست و با محبت صدا کنید، به آزادی و اختیار او توجه کنید، به حریم خصوصی اش اعتنا کنید، بیش از حد به او گیر ندهید و توصیه هایی از این دست. اما بعضی از دوستان و خویشان، با چشم های گرد شده و دست های گره کرده، مراجعه کرده و با سینه ای مالامال از انکار و غضب، موج انتقادات سرکوبگرانه خود را حواله فرموده و با استفاده از استعاره ها و مثل های فارسی می فرمایند: … شبت دراز است!

امیدوارم که عامل به آموزش های خودم باشم. آمین.

دوستدار تو بابا سید مهدی

سوم اسفند ۱۳۹۷

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید