| سید مهدی سیدی | 

بگذارید به بهانه روز پدر، یک حرف متفاوت بزنم: «باید اقتدار پدر را به خانواده برگردانیم.» شاید از همین ابتدا معترض شوید که مگر پدرها ضعیف شده اند که حالا به فکرشان افتاده اید! و البته ممکن است گروهی از زنان فریاد برآورند که والله تا الان همه اش چوب قدرت مردها را خورده ایم و در جامعه مردسالار، نفله زورگویی آنها شده ایم.

اما اقتدار پدر نه آن است و نه این؟ افراط و تفریط هم چیز خوبی نیست؛ فقط باید واڑه ها را به درستی سرجای خود نشاند تا دچار سوءتفاهم نشویم.

از پدر یک شخصیت کاریکاتوری نسازیم

اینکه می گویم اقتدار پدر را بازگردانیم یعنی از پدر یک شخصیت کاریکاتوری نسازیم، منظور آن است که همه نقش ها و وجوه شخصیتی پدر باید به اعتدال و توازن، بروز کند.

پدر باید در عین مهربانی، قاطع هم باشد. باید در عین احترام به نظرات خانواده و رعایت اصول مشورت پذیری، تصمیم گیر هم باشد. او باید با تصمیمات محکم و منطقی، اعضاء خانواده را از دودلی و تحیر، نجات دهد.

پدر باید به حریم خصوصی فرزندان و همسر احترام بگذارد اما مراقب آسیب ها و تهدیدات اخلاقی و اجتماعی آنها هم باشد. پدر باید همزمان که خسیس و سخت گیر نیست، مدیریت اقتصادی خانواده را جدی بگیرد.

پدر باید برای خانواده اش رازدار و محل اعتماد باشد اما در مواقع لازم مداخله و یا اصلاح هم انجام دهد. پدر باید محبت و صبر، توکل و تلاش، شجاعت و احتیاط، غیرت و تسامح، اختیار و مسوولیت را همزمان در خود برقرار سازد.

این دوگانه ها در کنار بسیاری از محورها، مظاهر اقتدار پدران است و البته اصلی ترین حامی اقتدار پدر، مادر است. مادران باهوش و باتقوا، از هر کاری که پدر بودن همسر را مخدوش کند، اجتناب می کنند.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید