| بتول عباسی |

 

ای تازه تر از دیرین، ای شهد و شکر رنگین
با این رخ بیمار و با این تن تب دارم
با این دلک غمگین، سکنا به کجا دارم
ای تیر غمت سنگین، ای آتشک شیرین
شکوه به که گویم من، ناله به چه ها دارم
تو دلبر حلوایی، دراین دل شیدایی
یک جلوه نشانم ده، باده به دهانم ده
برخیز و به چرخ آور، مستی و طرب آور
دستی به دو دستم ده، رقصان به کنار آور
نامم به دهان آور، درمان به زبان آور
وانگه به اشارت گو، منزل تو نشان آور
بسکه به رهت دادم، باران دو چشمم را
یعقوب زلیخا گشت، خود را به میان آور

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید