| سید مهدی سیدی | 

«از دوری تان هم هرچه بگوییم، انگار آب در هاون کوفته ایم. غروب ها، شبابِ نسوان و رجال، در شوارع و بساتین می نشینند به نوشانوش و بگو و بخند و شبچره؛ و ماییم و مرور عطر خنده هاتان. به قول شیخ اجل سعدی: یکی را دست حسرت در بناگوش، یکی با آن که می خواهد در آغوش… خلاصه که اوضاع، به قاعده نیست.

کماکان از کارت پستال ها نبشته اید. بگویید، دلشوره بپرانید. عرض آخر اینکه چای و نبات مرحمتی رسید. فوق النهایه مطبوع بود. با خیالتان نشستیم، چند پیاله نوشیدیم. از شما چه پنهان، نبات که انداختیم یاد از لبتان کردیم؛ ملتفتید که … بر من ببخشایید. زیاده عرضی نیست. پیشمرگ، سید محمود»

نویسنده سعی کرده بین سید محمود که در فاکولته پاریس درس طبابت می خواند و پری دخت که در تهران زندگی می کند، ماجرایی را بر قرار کند

این ها قسمتی از صفحات کتاب «پری دخت» به قلم حامد عسکری است. این کتاب تماما بر اساس مراسلات (نامه نگاری) میان یک عاشق و معشوق که از قضا زن و شوهر هستند، نوشته شده است. نویسنده سعی کرده بین سید محمود که در فاکولته پاریس درس طبابت می خواند و پری دخت که در تهران زندگی می کند، ماجرایی را بر قرار کند. این نامه ها به لحاظ زمانی در دوران قاجار و ایام مشروطه خواهی مردم ایران رقم خورده است و نویسنده سعی کرده با نثری شبیه به آن دوران و با تصویرسازی سبک زندگی آن ایام، یک ماجرای عشقی را به یک ماجرای حماسی تبدیل کند. ختم این کتاب غیر قابل پیشبینی و انگیزاننده است. ناشر در صفحه بندی و گرافیک این کتاب ذوق تمام به خرج داده، الا آنکه در انتخاب فونت نامه ها، متأسفانه، مراعاتِ راحت خوانی مخاطب را نکرده است.

خواندن این کتاب را به عموم توصیه می کنم؛ ضمناً دوستانی که می خواهند نویسندگی را به صورت جدی دنبال کنند، از فرم و روش این کتاب که در قالب مجموعه نامه ها تحریر شده، می توانند فوق النهایه بهره مند شوند.

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید