| سید مهدی سیدی |

ببینید رسانه با ما چه کرده است! با شنیدن هرکدام از این عبارت ها، بلافاصله چه چیزهایی به ذهن ما مخابره می شود:

جنس چینی: یعنی یک کالای بنجلِ به درد نخورِ یکبار مصرف

جنس ایرانی: کالای بدون کیفیتِ بدون گارانتیِ گران قیمتِ ناکارآمد

ژاپن: کشوری سرشار از علم و تکنولوژی و ربات و سخت کوشی و ادب

آمریکا: اقتدار و هیمنه و آرمان شهر جهانی که همه در آرزوی مسافرت به آنجا می سوزند

سرباز: یک موجود فلک زده کچلِ سیگاریِ فراریِ شکست خورده در عشق

در «سواد رسانه ای» به این پدیده می گوییم «کلیشه سازی». رسانه ها با تصویر سازی، واقعیت ها را جعل کرده و یا با برجسته سازی، بخش خاصی از واقعیت را پررنگ می کنند و با تکرار پی در پی تصاویر هدفمند، مخاطب را وادار می کنند همان چیزی را تصور کند که ارباب رسانه می خواهند.

حال آنکه چینی ها اجناسی دارند که در زمره مرغوب ترین های دنیاست. جنس ایرانی هم ضرورتا به درد نخور و یا گران قیمت نیست، همین امروز در سرزمین ما کالاهای بسیاری تولید می شود که با سطح اول جهانی رقابت می کند؛ ژاپن ضرورتا کشوری مؤدب و منظم و پیشرفته نیست، آمارهای فساد بسیاری در ژاپن موجود است که رسانه ها چشم بر روی آن می بندند؛ و البته آمریکا، امروز می کوشد واقعیت خود را پنهان کند و به رغم همه کثافت کاری ها، همچنان چهره ای روتوش شده و زیبا از خود به افکار جهانی نمایش دهد.

 نتیجه گیری مهم)

حالا شما بگویید با شنیدن این کلمه، اولین چیزی که به ذهن تان می رسد چیست؟ «معلم»

در جامعه ما برای عده ای معلمی نمادی است از قشر مظلوم، ستمدیده، با گرفتاری های بسیار اقتصادی و انبوهی از چک های برگشتی، در حالی که بعد از بیست سال تدریس همچنان اجاره نشین است، قشری که هیچکس به اعتراضات او توجه نمی کند، درد دلش را نمی شنود و تحویلش نمی گیرد، صرفا اگر دانش آموزی قدیمی او را داخل خیابان ببیند به او احترام خواهد گذاشت، وگرنه در مراتب اجتماعی، احتمالاً یک دکتر، مهندس، کارخانه دار، نماینده مجلس و یا حتی یک سلبریتی دیپلمه، از او عزیزتر و گران مقدار تر است. هر وقت عصبانی می شود کتک می زند و مدام در پایه تحصیلی خود درجا می زند؛ و البته در مغازه لباس فروشی و میوه فروشی، شنیده می شود که یکی می گوید: آقا! لطفا معلمی حساب کن!

این ها تصورات کلیشه ای است که در کشور ما به واسطه تعمد و یا سهو رسانه ها در باره معلم ساخته شده است

به نظرم در ایام روز معلم و همه روزهای دیگر، به جای تبریک های خشک و خالی، بکوشیم تصویری جدید و زیبا از معلمان ایران مان به افکار عمومی مخابره کنیم:

موجودی عزیز، محترم، باصلابت و قوی، دارای رأی و نظر، صاحب اقتصاد قوی، با جایگاه معیشتی بالا، تعیین کننده در مناسبات اجتماعی و البته دلسوز و مهربان و ایثارگر.

همگان برای معماری این تصویر جدید تلاش کنند؛ و صد البته که اولین وظیفه به دوش سه گروه است: خود معلمان، اولیاء مدرسه و دانش آموزان.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید