| سید مهدی سیدی | 

از اول هم مطمئن بودم نباید برای خواندن این کتاب، وقت ویژه ای اختصاص دهم. می شد لابلای مطالعات اصلی و حتی در وقت های مرده آن را خواند که خواندم: «بهترین قصه گو برنده است»؛ کتابی از «آنت سیمونز» با ترجمه «زهرا باختری» از انتشارات «اطراف».

کتابی که هرگز به اندازه شهرتش خاصیت نداشت، اما از خواندنش هم ناراضی نیستم. مؤلف سعی زیادی کرده بود خواننده را شیرفهم کند که با قصه گویی زندگی موفق تری خواهد داشت، حضورش در اجتماع پررنگ تر خواهد بود و خواهد توانست برای اهداف خود، سازمان و یا جامعه اش کارهای مؤثرتری انجام دهد.

بر خلاف انتظاری که از ریخت و شمایل کتاب می رفت او هرگز قدمی برای آموختن قصه گویی برنداشته بود. مثال های ریز و درشتی هم که در صفحات مختلف به صف کرده بود چندان چنگی به دل نمی زد، اما حداقل دل را راضی می کرد که ما هم می توانیم قصه گوی خوبی باشیم. از کل کتاب شاید این دو جمله را بتوان با تأکید گزارش داد که برای قصه گفتن اعتماد به نفس داشته باشید و البته به قصه های دیگران خوب گوش دهید.

اگر زمان خالی پیدا کردید و کار مهم تری نداشتید با احتیاط و سرعت تمام این کتاب را بخوانید.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید