| سید مهدی سیدی | 

آنان که از نزدیک با او معاشرت داشته اند گفته اند او عین کتاب هایش بود و کتاب هایش عین خودش؛ و می دانیم این گزاره برای بسیاری از آدم های فرهنگی دیگر صدق نمی کند. مرحوم علی صفایی هنوز امتداد دارد و با لحن آهنگین و فکر بلندش قلب های حیران و سرگردان را به سمت خود می کشاند.

کتاب «خط انتقال معارف» مکتوب شده سخنرانی های او در شب های قدر سال ۱۳۷۶ هست. او بابت یک دغدغه نگران کننده، این حرف ها را تولید کرده است؛ اینکه چرا نسل بعد از ما اینچنین از آرمان ها و باورها و احساسات ما دور شده است. نسلی که خودمان در گوش شان اذان گفته ایم، حالا بیست ساله شده، اما هرگز با دغدغه ما گره نخورده اند. در بهترین حالت ما را دوست دارند اما به ما حق نمی دهند. پاسخ آن است که ما نتوانسته ایم معارف مان را به آن ها انتقال دهیم. اگر روزی لازم بوده است برای ما خدا را اثبات کنند برای نسل جدید باید «ضرورت خدا» را اثبات کنند.

مرحوم صفایی نسل خود را در این ماجرا و گسست پیش آمده مقصر می داند. می گوید روزی از دریاها گذشته بودیم و امروز در ته استکانی غرق شده ایم. علی صفایی همه را به توبه فرا می خواند؛ توبه از گناهانی که هرگز به حساب نیاوردیم شان؛ بچه های ما دچار سوء تغذیه شده اند و ما باید از رزق واسعه به آنان می داده ایم که نداده ایم.

او در تمام این حرف ها با دلسوزی و غصه می کوشد راه هایی را به ما بفهماند که می توانیم از طریق آن دین و معنویت را به بچه هایمان منتقل کنیم و صد البته که این راهکارها پیشتر از این حرف ها توسط خود او تجربه و مزه شده است.

کتاب «خط انتقال معارف» را باید با صبوری و دقت خواند و چشید؛ و گاهی آن را بست و به خود اندیشید. حتما قطعات الهام بخشی در این کتاب یافت می شود که می تواند روزهای آینده خواننده را متحول و دگرگون سازد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید