| سید مهدی سیدی | 

در میانه صحرای غدیر، لحن سوزناک پیامبر (ص) دل را به آتش می کشد؛ هنوز فریادهای خیرخواهانه محمد (ص) به گوش می رسد که انگار با تمام سلول هایش می خواهد آدم را به سمت بهشت فرا بخواند و دست بنی بشر را در دستان امیرالمؤمنین علی (ع) بگذارد تا هیچ کس از مسیر رستگاری جا نماند؛ اما افسوس و صد افسوس که گوش های بسیاری ناشنوا شده و بر قلب های بسیاری پرده غفلت آویزان شده است که نبینند آنچیزی را که باید ببینند و ندانند آنچیزی را که باید بفهمند.

به این صدا گوش کنید:

«ای مردم! من این ولایت را به عنوان امامت و ارث تا روز قیامت، در ذریه و نسل خود قرار دادم و با این کار وظیفه ای را که به آن مأمور بودم، به پایان بردم تا بر هر حاضر و غایب و بر هر کس که شاید در این انجمن بوده و یا در این اجتماع حضور نداشته است و حتی بر آنان که هنوز از مادر متولد نشده اند، حجّت تمام باشد. باید که ماجرای امروز را (غدیر) حاضران به غائبان گزارش کنند و پدران به فرزندان تا واپسین روز خبر دهند.»

خواهرم! برادرم! فرزندم! دوست و رفیقم! ای آشنای دیده و ندیده!

اینک حجت تمام است!

بر ماست که با معرفت نسبت به پذیرش ولایت امیرالمؤمنین علی (ع) اقدام کنیم؛ و این وظیفه همه ماست که «خطبه غدیر» را بارها و بارها بخوانیم و آن را برای دیگران نقل و بازنشر کنیم.

زمانی را مهیا کنیم و با اشتیاق و حرارت، قلب و روح مان را به میزبان کلام دلسوزانه نبی رحمت محمد مصطفی (ص) درآوریم. بیایید یکبار هم که شده «خطبه غدیر» را کامل و جدی و دقیق بخوانیم و بنوشیم و سیراب شویم.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید