| سید مهدی سیدی |

بارها شده است که در مقام یک بچه مسلمان و یا حتی یک فعال فرهنگی به قرآن مراجعه کرده ایم و یا حداقل به صورت موردی و مناسبتی مثل رمضان های هرسال، قرآن را مروری کرده ایم، اما کمتر پیش آمده است که از آن لذت ماندگاری برده باشیم تا مفاهیم و معانی در ژرفنای جانمان جلوس کرده و ما را به تکرار این تجربه وا داشته باشد.
برای عده ای از ما که می پنداریم قرآن چراغ هدایت است و می توان زندگی را با آن تنظیم و مهندسی کرد، همواره یک تناقض جدی مطرح بوده است:
آیا خودمان می توانیم به قرآن مراجعه کنیم و یا حتما باید سراغ متخصصانی برویم که به صورت تخصصی از قرآن سر در می آورند؟
یک ترس پنهان در وجودمان شکل گرفته است که اگر خودمان قرآن را بخوانیم مبادا که برداشت های اشتباه کنیم و یا در دام تفسیر به رأی گرفتار آییم؛ از دیگر سو این ندای درونی در وجودمان شعله می کشد که مگر نه اینکه قرآن به زبان قوم نازل شده و هدایت برای همه مردمان است! اصلا کدام آیه برای ما محدودیت گذاشته است که عوام الناس رأسا و شخصا خودشان به قرآن مراجعه نکنند؟
واقعا چاره چیست؟ آیا همین تردید مزمن نیست که باعث شده بسیاری از جوانان و فعالان جامعه ما از قرآن دور شوند و موج قرآن خواهی تمدن آفرین با سدی از ابهام و سردی روبرو شود؟
پاسخ این چند سؤال نگران کننده را می توان تا حدودی در کتاب «روش برداشت از قرآن» از مرحوم علی صفایی پیدا کرد. او در این کتاب به ما می آموزد که چگونه با هر سطح از توان و سواد از قرآن بار برداریم و سرگردانی خود را درمان کنیم. او برای این مهم پنج مرحله را توضیح می دهد: قرائت، ترجمه، تفسیر، روح، نور؛ و برای هرکدام از مراحل، اصول و روشی را می آموزد. مثال های نغز و نابی در این کتاب است که زندگی می بخشد و انسان را نسبت به خواندن و فهمیدن قرآن حریص و واله می کند. باشد که بخوانیم و حرکت کنیم. ان شاء الله.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید