| سید مهدی سیدی |

 «روزی معاویه گفت: سزا نیست که هاشمی بخشنده نباشد و اموی بردبار نباشد و زبیری شجاع و مخزومی متکبر نباشد. این سخن به امام حسین (ع) رسید و فرمود: خدا او را بکشد! می خواهد که بنی هاشم آنقدر ببخشند که هرچه دارند از دست بدهند؛ و بنی امیه بردباری کنند و محبوب مردم شوند؛ و خاندان زبیر شجاعت ورزند و از میان بروند؛ و مخزومیان تکبر ورزند و منفور مردم شوند.»

زیرکی از خصلت های همیشگی مؤمن است که فرموده اند: مؤمن زیرک، باهوش و محتاط است (قال النبی (ص): المُؤمِنُ كَيِّسٌ فَطِنٌ حَذِرٌ). او باید در برابر تبلیغات هدفمند دستگاه رسانه ای بیگانه، هوشیار باشد و با مراقبت نسبت به جریان سازی های به ظاهر حکیمانه اردوگاه مقابل، خود و اردوگاهش را از مخمصه و اشتباه نجات دهد.

امام حسین (ع) در مقام عالی ترین رهبر انقلاب های عدالتخواه، همواره عنصری از شجاعت آمیخته با فراست و ذکاوت را از خود نشان داده است. بسیاری از مواقع، این جنبه از سیره حسینی مورد غفلت واقع شده و طبیعتاً در مجالس دینی و خطابه های حماسی، از پرداخت کامل به این مسأله چشم پوشی شده است که در کنار دمیدن روح حماسه، می بایست عنصر عقل و هوش و چاره گری را در میان مخاطب به ویژه نسل جوان برانگیخت. انقلاب اسلامی ایران امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند مدافعانی هوشمند، فهیم و تحلیلگر است تا بتوانند در برابر هجمه های نرم و تو در توی جبهه استکبار تاب آوری کنند.

روایتی که در صدر نوشتار ذکر شد برگرفته از کتاب «یک غنچه، صد زخم» از حسین سیدی است که توانسته است در طول سه فصل پرده هایی خواندنی از زندگی امام حسین (ع) را در نظرگاه مخاطب جلوه گر سازد. در طول این کتاب به بخش هایی بر می خوریم که روایتگر جنبه هایی نادیده و ناشنیده از زندگی سید الشهداء (ع) است که هرکدامشان می تواند آبشخور جریانی جدید در زندگی مؤمنانه باشد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید