| سید مهدی سیدی |

 تمدن غرب، رستگاری انسان را در سه چیز خلاصه می کند: «سود، لذت و قدرت»؛ پس برای ارزش گذاری هرچیزی به عنصر اقتصاد روی می آورد. از این جهت هر اقدامی که بتواند تولید ثروت کرده و بر گردش اقتصادی بیفزاید موجه و ارزشمند است ولو آنکه در ذات خود پلیدی داشته باشد. آلمان ها و آمریکایی ها در طول چند سال اخیر سلاح های بسیاری به سعودی فروخته تا یمنی ها را قتل عام کنند و در عوض میلیون ها دلار پول به جیب زده اند؛ اما مردم‌شان عموما از این تجارت ناخشنود نیستند چراکه منجر به رونق کارخانه های آنان و کاهش نرخ بیکاری شده است!

امروز غرب حتی اگر به سراغ موضوعات ارزشی می رود می کوشد برای آن توجیه اقتصادی بیابد و یا بسازد. مثلا استقبال او از کلیسا و رسانه های دینی ذیل این ایده معنا می شود که جامعه غربی در فراق آیین های دینی دچار افسردگی و اختلال خواهد شد پس باید برای درمان آن هزاران هزار دلار هزینه شود تا جامعه بهبود یابد؛ اما کلیسا با هزینه بسیار پایین تر این مسأله را جبران می کند، پس می ارزد در میانه تمدن مادی‌گرا، برای کلیسا هم جایی جور کرد! به این مسأله می گویند «اقتصاد دین»؛ یعنی محاسبات پول‌پایه برای سنجش خاصیت دین و مذهب. البته دقت شود این حکم، عام نیست و حتما استثنائاتی برای آن می توان مثال زد، اما این روایتی است از رویکرد غالب در برنامه ریزی های غربی.

در طول این روزها، دگراندیشان در مطبوعات و سایت های ایرانی یادداشت هایی تولید کرده اند که می کوشد با همین رویکرد «اقتصاد اربعین» را بررسی کند و با حساب و کتاب های ساده و عددی اثبات کند اربعین به لحاظ اقتصادی هیچ گشایشی در زندگی مردم منطقه به ویژه عراقی ها ایجاد نکرده است و در مقابل، این مسافرت ابزاری شده است برای تلف شدن سرمایه ایرانیان در سرزمین اعراب! آنان حتی پا را از این فراتر گذاشته و اربعین را جنسی از نمایش حکومتی می پندارند که می خواهد با یک شو تبلیغاتی دهان مخالفان خود را ببندد و پایه های سیاسی خود را استوار کند!

اما در مقام پاسخ؛ چند نکته قابل بیان است:

۱) اساساً این جنس ورود به حوزه «مطالعات اربعین» صحیح نیست؛ چرا که نمی شود رویکرد تمدن‌ساز اربعین را در حد یک سفر سیاحتی توریستی تقلیل داد. نمی شود همانجور که سفر به ترکیه و مالزی و کانادا را به چرتکه می سپاریم و سهم درآمد اقتصادی کشورهای مقصد را از ترناول مالی توریسم جهانی محاسبه می کنیم؛ با همان ماشین‌حساب خواص اربعین را محاسبه کنیم. چراکه جنبه های معرفتی هویتی اربعین در ساخت تمدن نوین اسلامی از همه چیز مهم تر است.

۲) به فرض اینکه بخواهیم آثار اقتصادی اربعین را در زندگی مردمان منطقه محاسبه کنیم نیازمند مطالعات جدی میدانی و پژوهش های پیچیده اقتصادی هستیم. به صرف مشاهده چهارتا عکس و گوش دادن به خاطرات چند نفر از زائران بازگشته از اربعین که نمی توان اثر اقتصادی اربعین را کتمان کرد؛ که مثلا موکب ها فقیر بودند و جاده ها خاکی بود و ظرف های یکبار مصرف گوشه خیابان ها تلنبار شده بود؛ آن وقت نتیجه بگیریم که اربعین باعث فقر است!

۳) حتی با نگاه سطحی و عامیانه نیز نمی توان منکر آثار پیشرونده اقتصادی اربعین شد. فقط به یک نمونه ساده دقت بفرمایید. در مدت سفرهای اربعین بالغ بر ۶۰۰ میلیون وعده غذایی (اصلی و میان وعده) بین زوار توزیع می شود. آیا این حجم از تدارک، نمی تواند به رونق تولید و اشتغالزایی در این سرزمین بینجامد؟ حال محاسبه کنید اثرات اقتصادی حمل و نقل زمینی و هوایی، توسعه زیرساخت ها، خرید و فروش های محلی، تجارت مسافری و امثالهم.

۴) البته کسی با این معنا مخالف نیست که اربعین باید سهمی عظیم تر در توسعه اقتصادی فرهنگی سیاسی منطقه بردارد و تا وضعیت مطلوب فاصله بسیاری داریم، اما اینگونه یادداشت های احتمالا غرض ورزانه در لباس تحلیل های علمی، چه گرهی از کار می گشاید جز ایجاد حس یأس و ناامیدی و مقابله جویی با یک حرکت جهانی رو به توسعه؟ می بایست با انصاف و محبت بیشتری با موضوع اربعین مواجه شد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید