| سید مهدی سیدی |

 بعضی آدم‌ها دست و پا به خیرند؛ تعدادشان کم اما اثرشان زیاد است. رد پایشان در جاده خوشبختی خیلی‌ها دیده می‌شود. سرزمین حوصله‌شان آنقدر وسیع و پهناور است که هرگز از درخواست‌های مکرر دیگران خسته نمی‌شوند. انگار خودشان دنبال دردسر می‌گردند. با این جمله ناسازگارند: «سری که درد نمی‌کند دستمال نمی‌بندند.» برای همین دیگرانی که از روش زندگی‌‌شان سر در نمی‌آورند آنان را مسخره می‌کنند؛ همیشه متهمند که فلانی مخ‌اش بوی قرمه‌سبزی می‌دهد.

این ور و آن ور می‌گردند تا به دیگران کمک کنند. هرکس هرجا کمکی بخواهد سر و کله‌شان پیدا می‌شود. معتقدند خلق شده‌اند تا از دیگران پشتیبانی کنند. کمتر رنجیده می‌شوند چون عادت ندارند برای خوبی‌هایشان کنتور بیندازند. اهل حساب و کتاب نیستند. خوبی را برای خوبی و یا نه اصلا خوبی را برای خدا انجام می‌دهند. کمک می‌کنند و رد می‌شوند. نمی‌ایستند که ببینند کسی پاسخ می‌دهد یا نه!

چقدر جامعه امروز به وفور این آدم‌ها محتاج است. افرادی که فکرهایشان را به اشتراک بگذارند. ایده‌های جالب بین بقیه توزیع کنند. به جوان‌ها امید بدهند و به بزرگترها اعتماد و آرامش هدیه کنند. وجود این آدم‌ها ثابت می‌کند زندگی هنوز ارزش و معنا دارد. حتی فقط یک نفر از این‌ها کفایت می‌کند که باور کنیم خوبی هنوز در شریان جامعه جاری است. این‌ها چشمه های مواج زندگی هستند. زندگی می‌بخشند و راه برف‌گرفته و تاریک زندگی آدم‌ها را باز و روشن می‌کنند. دست‌های گرم و سینه‌های گشاده‌شان پناهگاه واماندگان فکری و عقیدتی شهر است.

این‌ها کم‌شمارند، بکوشیم زیادشان کنیم. پس به قبیله آدم‌های دست و پا به خیر اضافه شویم تا جمعیت‌شان بیشتر و بیشتر شود.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید