| سید مهدی سیدی |

 سال ۲۰۲۰، بشر در پیشرفته‌ترین حالت خود قرار دارد؛ اتم را شکافته و فضا را به تسخیر درآورده است. هیچ نقطه از کره خاکی، از علم و قدرت او در امان نیست؛ با سرعتی هیجان‌انگیز فناوری‌های نوین را می‌بلعد؛ تا آنجا که خود را خدا می‌پندارد؛ ناگهان ویروسی ناچیز، جهانِ جذاب او را تاریک می‌کند و او را به تسلیم وا می‌دارد؛ در این همه، عبرت‌هایی است برای آنان که می‌خواهند خوب شوند: 

  1. فهمیدیم انسان خیلی ضعیف است؛ موجودی ناتوان و لطمه‌پذیر!

(خُلِقَ الإِنسانُ ضَعيفاً – انسان ضعيف خلق شده است) 

  1. فهمیدیم علم انسان هرمقدار هم که زیاد باشد، باز کم است. یک ویروس، نظام علمی و اجتماعی او را فلج می‌کند و تا بیاید راه چاره‌ای جدید بیابد، مشکل بعدی دوباره او را تسلیم می‌کند. هنوز صفحات زیادی از کتاب خلقت باقی است که انسان نخوانده است.

(يَعْلَمُ ما بَينَ أَيديهم و ما خَلْفَهُم و لا يُحيطونَ بِه عِلما – خداست كه از آنچه در جلو آنان و آنچه در پشت سرشان باشد آگاه مي‌باشد و علم ايشان به آن احاطه ندارد) 

  1. فهمیدیم انسان مغرور است و همین کبر و خودخواهی کار دستش می‌دهد. آنقدر طغیان می‌کند تا سرانجام بینی‌اش را به خاک بمالند.

(كَلاَّ إِنَّ الإِنسانَ لَيَطْغى‏؛ أَنْ رَآهُ اسْتَغنى‏ – حقا كه آدمى نافرمانى مى‏كند، هر هنگام كه خويشتن را بی‌نياز ببيند) 

  1. فهمیدیم انسان در بلاها و گرفتاری‌ها به خدا نزدیک‌تر است؛ گرچه زود فراموشش می‌شود و دوباره خدا را موکول می‌کند به روز مبادا.

(و إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى‏ ضُرٍّ مَسَّه – وقتى اين انسان گرفتار ناراحتى مى‏شود، ما را در حالت خوابيده يا نشسته يا ايستاده مى‏خواند ولى همين كه ناراحتى را از او برطرف مى‏سازيم، آن چنان در غفلت فرو مى‏رود كه گويا هرگز از ما تقاضايى نداشته است) 

  1. فهمیدیم بسیاری خدا را فقط در حد حرف قبول دارند و همینکه به مخمصه‌ای سخت گرفتار می‌شوند به همه باورهایشان چوب حراج می‌زنند.

(وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى‏ حَرفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِه وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَهٌ انْقَلَبَ عَلى‏ وَجْهِه – بعضى از مردم خدا را فقط با زبان عبادت مى‏كنند وقتى خیرى به آنها مى‏رسد، اطمينان پيدا مى‏كنند و هنگامى كه گرفتار ناراحتي‌ها مى‏شوند، از دين برگشته و منقلب مى‏شوند) 

  1. فهمیدیم که درمان و دوا فقط از آن خداست؛ بقیه، فقط و فقط اسبابی هستند که جز به خواست و اراده خدا، عمل نمی‌کنند.

(وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُو يَشْفين – و اوست کسی که هر گاه بيمار شوم، مرا شفا مى‏دهد) 

  1. فهمیدیم از بزرگترین و ترسناک‌ترین مجهولات آدمی آن است که نمی‌داند کی، کجا و چگونه می میرد؟

(و ما تَدْري نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوت – و هيچ كس نمى‏داند كه به كدام سرزمين مرگش فرا مى‏رسد)  

  1. فهمیدیم مهمتر از زنده ماندن در مصیبت‌ها، آرام بودن است؛ و فقط آنان آرام و مطمئن باقی می‌مانند که با خدای خود ارتباطی صمیمانه دارند.

(بَلى‏ مَن أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّه وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّه و لا خَوْفٌ عَلَيْهِم وَ لا هُم يَحْزَنُون – آرى هر كسى تسليم حكم خدا شود و نيكوكار باشد، پاداش او نزد خداوند ثابت است. اينان نه ترسى دارند و نه غمگين مى‏شوند)

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید