| سید مهدی سیدی |

 زندگی یکبار است و نمی‌شود دوبار آن را تجربه کرد، و پس از مرگ هر راه بازگشتی محال است. پس باید برای زندگی خوب راه مطمئنی ساخت، و البته برای ساختن زندگی باید دو محدودیت را به رسمیت شناخت:

۱- نه زمان خروج ما (مرگ) از زندگی معلوم است و نه نوع و شیوه آن.

۲- بسیاری از شرایط ما در زندگی، در اختیار ما نیست (جنسیت، خانواده، کشور، بیماری‌ها، محدودیت‌ها و فرصت‌ها)

و همه این‌ها انسان دانا را به فکر وا‌می‌دارد که قبل از قدم زدن در جاده زندگی، پیش‌بینی‌هایی داشته باشد، از پیچ‌وخم جاده زندگی تصور درستی پیدا کند و برای راه خود نقشه‌ای بیابد، درست مانند نقشه‌ای که یک کاوشگر گنج از لای گنجینه‌ها می‌یابد و یا از پیری فرزانه و دنیا دیده به دست می‌آورد.

برای به دست آوردن این نقشه دو راه مکمل وجود دارد:

۱- پرسشگری از خالق و مراجعه به قواعد و قوانینی که او برای جاده زندگی ساخته است؛ و این یعنی رجوع به قرآن و روایات؛ خوب است که از قرآن حالت پرسشگری داشته باشیم و او را ذیل سؤالات خود به نطق وا‌داریم: معنای خوشبختی چیست؟ راه آرامش کدام است؟ زندگی چه معنایی دارد؟ فلسفه رنج‌ها در زندگی چیست؟ چه مسؤولیتی روی دوش ماست؟ با ناکامی‌هایمان باید چه کنیم؟ و کار درست را چگونه تشخیص دهیم؟

۲- مرور تاریخ و سرگذشت پیشینیان؛ رجوع به احوال گذشتگان می‌تواند از فراز و فرود این جاده گواهی‌های معتبری در اختیار ما بگذارد. می‌شود به زندگی‌نامه‌ها مراجعه کرد؛ هم سرگذشت آدم‌های خوب و هم آدم‌های بد را خواند. درست مثل قرآن که هم از فرعون و ابراهیم و موسی و هارون سخن می‌گوید هم از احوال نمرود و فرعون و سامری و ابوجهل خبر می‌دهد.

همچنین می‌شود به زندگی اطرافیان و بستگان، همان‌هایی که الآن در قید حیات‌اند دقت کرد؛ چه بسیار آدم‌های ارزشمندی اطراف ما بوده‌اند که هیچ‌وقت پرسشگرانه زندگی‌شان را مرور نکرده و عبرت نگرفته‌ایم و ناگاه با یک پیامک یا تماس تلفنی به ما خبر داده‌اند که فلانی دیشب از دنیا رفت؛ و ماجرای این حسرت را با یک انالله و انا الیه راجعون و سری به تأسف تکان دادن، ختم کرده‌ایم بی‌آنکه بدانیم چه فرصت ارزشمندی برای دانایی و نقشه یابی از کفمان رفته است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید