| سید مهدی سیدی |

 اصلی‌ترین ویژگی متن خوب آن است که مخاطب آن را «بخواند»، «بفهمد» و «از آن اثر بگیرد». بسیاری از متن‌ها در یکی از این سه‌گام فلج می‌شوند و هرگز به هدف غایی خود نمی‌رسند. خطاهای بسیاری است که باعث می‌شود یک نویسنده در اثرگذاری بر مخاطب شکست بخورد؛ از ادبیات به‌هم‌ریخته و شلخته گرفته تا پراکنده‌گویی تا نشناختن مخاطب.

اگر می‌خواهیم مخاطب را به درستی بشناسیم باید با او «زندگی» کنیم و یا به تعبیر بهتر باید سراغ مخاطبی برویم که با او زندگی کرده‌ایم. رفتن به سراغ مخاطبان ناآشنا برای یک نویسنده ریسک خطرناکی است. نوشتن برای دانش‌آموزان، از دست و توان نویسنده‌ای بر می‌آید که فضای مدرسه را به‌خوبی می‌شناسند. نوشتن برای بیماران کرونایی از عهده کسی بر می‌آید که با آنان حشر و نشر داشته باشد، و به همین استدلال نوشتن در موضوعات کشاورزی، ورزش، اقتصاد و یا امنیت برای هرکسی مقدور نیست!

پس یک نویسنده دو کار مهم باید در دستور کار خود قرار دهد:

نخست به نحو واضح برای خود معلوم کند که با کدام گروه‌های مخاطب بیشتر از بقیه مردمان انس و الفت دارد و ثانیا آنکه اگر می‌خواهد برای گروه‌های جدیدی قلم‌فرسایی کند حتما برای زیستن با آنان برنامه جدی بچیند، حتی اگر لازم است به شهرهای دیگر سفر کند و یا حتی محل زندگی‌اش را برای مدتی تغییر دهد.

قسمت اول این یادداشت را هم مطالعه کنید

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید