| سید مهدی سیدی |

کتاب « نیم‌دانگ پیونگ‌یانگ» سفرنامه رضا امیرخانی به کره شمالی است. کتابی نه‌چندان قوی که می‌توان ادعا کرد از ضعیف‌ترین کتاب‌های امیرخانی است. نویسنده‌ای پرکار و به تعبیر خودش حزب‌اللهی که در طول سالیان اخیر با کتاب‌های گوناگونش تأثیرات ماندگاری در حوزه کتابخوانی کشور داشته است. به شوخی در جمعی کتابخوان گفتم: انگار این کتاب از دست امیرخانی در رفته و به‌صرف اینکه یادداشت‌هایش را توی سطل نریزد آن را مجلد کرده و به برکت برند و شهرت خود آن را به من و شما فروخته است!
به تعبیری امیرخانی در این کتاب خاص، یک سوژه بکر و تکرارناشدنی را سوزانده است. تجربه دو نوبت سفر به کشور کره شمالی، ممکن است برای هیچ‌کدام از نویسندگان ایرانی تکرار نشود، تجربه‌ای که با مشقت فراوان برای امیرخانی رخ داده است؛ یکبار به توفیق همراهی با حزب مؤتلفه و یکبار با جسارت منحصر به فرد و نبوغ خود او! اما دست نوشته‌ او از این دو سفر گزارش به‌دردبخور و یا شایسته‌ای برای مخاطب به ارمغان نیاورده است.
آن امیرخانی که ما در آثار پیشین او مثل داستان سیستان و جانستان کابلستان شناخته‌ایم این قابلیت را از خود نشان داده است که حتی اگر برای خرید یک سطل ماست تا مغازه احمدآقای بقال برود و برگردد، می‌تواند از آن یک سفرنامه فاخر تولید کند، اما حالا چه شده است که سفر به کره شمالی، این کشور مرموز و در بسته را اینچنین تلف کرده است؟ آن‌هم در موقعیتی که سفر او همزمان شده با ملاقات رو در رو و مذاکره رهبر کره شمالی با ترامپ رئیس‌جمهور جنجالی آمریکا؛ اما مؤلف حتی از این حادثه جهانی هم نتوانسته است استفاده درخشانی کند.
کتاب، در تمام فصول پر است از بذله‌گویی‌ها و طنازی‌های فردی امیرخانی که باعث می‌شود خواندن این اثر سیاحتی، چندان خسته کننده نباشد اما در بسیاری از مواقع شوخی‌های او کمکی به پیشبرد فلسفه کتاب نکرده و حتی بعضی مواقع جنسی از بیمزگی (بخوانید لوس‌بازی) به خود گرفته است.
امیرخانی در برخی صحنه‌های کتاب طاقت از دست داده و از فرم سفرنامه داستانی خارج شده و اوراق کتاب را رسماً به تریبونی تبدیل کرده تا آراء، تحلیل‌ها و نگرش‌های سیاسی فرهنگی خود را سخنرانی کند و بر خلاف قاعده معروف «در نویسندگی سخنرانی نکنید»، وی کتاب را به صحنه بیانیه‌های رسمی خود تبدیل کرده است، نظیر آنچیزی که در سرلوحه‌ها می‌نوشت؛ البته اینبار به‌مراتب ضعیف‌تر و کم‌رمق‌تر!
آنچیزی که من را بیش از همه در این کتاب آزار داد نگاه تحقیرآمیز نویسنده به فرهنگ و ملت کره است؛ البته بر این بخش ادعا پافشاری ندارم و به شما حق می‌دهم آن را در زمره سلیقه‌های سخت پسندانه من محسوب کنید! اما به‌هرتقدیر خواندن این کتاب را به شما توصیه می‌کنم، به‌ویژه اگر این روزها هیچ کتاب مهمتر و یا بهتری برای خواندن در دست نداشته باشید!

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید