| سید مهدی سیدی |

 بدون تردید همه ما اهل لذتیم؛ در طول زندگی، بسیاری از کارها را انجام می‌دهیم چون فقط برایمان لذت‌بخش است و از انجام بسیاری کارها طفره می‌رویم چون حال خوشی ندارد.

اما قاعدتا لذت بردن از یک کار نمی‌تواند تنها معیار برای انتخاب‌ و تصمیم‌گیری‌ باشد؛ و این در حالیست که در دنیای متمدن، «لذت‌طلبی» به هدف اصلی بسیاری از رفتارهای آدمیان تبدیل شده است (اصالت لذت)؛ و همین است که انسان معاصر را در عشرت بی‌حاصل و بیهودگی مست‌کننده گرفتار کرده است؛ اما چه بسیار کارهایی که به‌رغم سختی و زجر، در نهایت انسان را به رضایت می‌رساند و ما از آن پرهیز می‌کنیم!

پس سؤال مهم آن است که از چه و برای چه باید لذت ببریم؟

طبیعتا وقتی از لذت صحبت می‌کنیم منظور یک حس خوشایند درونی و یک نیروی جذاب ذهنی است که ما را از آرامش و رضایت پر می‌کند و باعث ادامه دادن و یا تکرار آن کار می‌شود.

در نگاهی عمیق‌تر دو دسته از کارها می‌توانند به ما لذت‌هایی بچشانند. نخست کارهایی که نیازی از ما را رفع کرده و یا نقصی از ما را می‌پوشانند؛ و دوم کارهایی که به ما می‌افزایند و وجهی از ما را بی‌نهایت می‌کنند.

جرعه‌ای آب هنگام پیاده‌روی در گرمای ظهر تابستان، حسابی لذت‌بخش است؛ چون پاسخی به نیاز تشنگی است. به همین معنا پیدا کردن یک آدرس بعد از ساعت‌ها جستجو در خیابان، به دست آوردن پول هنگام فروش یک کالا و یا بخشیده شدن توسط فرد مقابل هنگامی‌که خطایی انجام داده‌ایم برایمان لذت‌آفرین است؛ و البته جستجوی علم و باسواد شدن، محبت کردن به دیگران، بخشیدن اموال به نیازمندان، پرستش و ستایش خدا و مواردی از این جنس می‌تواند لذیذ باشد چون ما را در مسیر بی‌نهایت و مانایی قرار می‌دهد.

با این منطق متوجه می‌شویم لذت‌ها هر مقدار که به بخش روحانی ما پاسخ دهند پایاتر و زلال‌تر خواهند بود و هرمقدار که مادی‌تر و جسمانی‌تر باشند، به کم‌مایگی و تاریخ‌انقضاء داشتن نزدیک خواهند شد. (بقاء روح و فنای جسم)

لذت‌های دنیای جدید بیشتر به سطوح پایین و مادی انسان نزدیک است

لذت‌های دنیای جدید بیشتر به سطوح پایین و مادی انسان نزدیک است؛ پس خیلی زود انسان را دلزده کرده و او را به تنوع‌طلبی و کامجویی مستمر می‌کشاند؛ تنوع و افراط بی‌حد و حصر در موسیقی‌ها، پوشیدنی‌ها و خوردنی‌ها، بازی‌ها و هیجانات ابداعی، ارتباطات جنسی و دوستی‌های ناپایدار، همه و همه برون‌داد این روش زندگی‌ است. برای همین است که بسیاری از مردمان به‌رغم رفاه و آسایش و برخورداری از لذت‌های نو به نو، مدام نگران و مضطربند. لذت در مسیر کمال شایسته و ستوده است و هرچیز غیر از آن همچون سرابی در بیابان است که انسان را در آرزوی خود می‌میراند.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید